آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
67
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
افكار خارجى ، بديانت زردشتى اعتقاد داشتهاند . بنابر يك سنت پارسى جمعآورى و نگارش كتب مقدس زردشتى يك بار بفرمان يكى از پادشاهان اشكانى موسوم به ولاگاز ، كه معلوم نيست ولاگاز اول ( از 52 / 51 تا 80 / 79 ميلادى ) يا ولاگاز سوم ( از 148 تا 191 ميلادى ) بوده ، انجام گرفت . * * * از زمانيكه بخت النصر يهود را باسارت برد ، اين طايفه در بابل و بين النهرين زياد شده ، رشتههاى مختلف تجارت و فلاحت و صناعت را در دست گرفتند . در زمان اشكانيان يهود بسيار بودند خاصه در نهردا ( شمال بابل ) و در سوراوپوم باديثا « 1 » و ماهوزه « 2 » ( سلوكيه ) . در پارس و ماد هم جماعتى از يهود اقامت داشتند . اين جماعت از قرون نخستين ميلاد در تحت رياست رش گالوتا « 3 » ( رأس - الجالوت ) صاحب تشكيلاتى شده بودند و شاهنشاه آنان را در زمره ملل متنوعه شناخته و تا حدى استقلال بخشيده بود . رش گالوتا ماليات را جمع و قضات را عزل و نصب و ساير امور را اداره ميكرد و قانون موسى و احاديث و اخبار يهود را تعليم و ترويج مىنمود . مدرسه مشهور « سورا » در آغاز قرن سوم ميلادى تأسيس يافت و از آن تاريخ طايفه امورائيم « 4 » ( علماء يهود ) بمطالعه و شرح علوم پرداخته اخبار و تعاليم مختلفه را ، كه امروز بنام تلمود معروف است فراهم آوردند . « 5 » * * * راجع بزمانى ، كه دين نصارا وارد كشور پارت شده ، اطلاعات ما بسيار
--> ( 1 ) - pumbaditha ( 2 ) - Mahoze ( 3 ) - Reshgaluta ( 4 ) - Amoraim ( 5 ) - گرتس Gratz ، تاريخ يهود Geschichte der Juden ، چاپ 4 ، ج 3 ، ص 300 و ما بعد ، ج 4 ، ص 251 و ما بعد و ص 329 ببعد . نوى بوئر Neubauer ، جغرافياى تلمود - raphie du Talmoud , Lageog ص 436 و 360 - 356 . لابور ، مسيحيت در شاهنشاهى ايران ، ص 7 و ما بعد .